0:00
/
Transcript

پرچم سفید از کمد بیرون زده است 🏳️ 🩸

پرچم سفیدی که از کمد بیرون افتاد
0:00
-16:37

🩸 RedBloodJournal.com 🩸

#1355

پرچم سفید از کمد بیرون زده است

سه‌شنبه، ۲ تیر ۱۴۰۵ (۲۳ ژوئن ۲۰۲۶)

مقدمه

تاریخ سیاسی سرشار از لحظاتی است که حکومت‌ها تلاش می‌کنند واقعیت را سریع‌تر از توان درک مردم بازتعریف کنند.

آنچه دیروز یک اصل غیرقابل تغییر بود، امروز به مصالحه تبدیل می‌شود.

آنچه دیروز دشمن نامیده می‌شد، امروز شریک مذاکره است.

و آنچه دیروز شعار محسوب می‌شد، امروز به یک دردسر سیاسی تبدیل شده است.

تحولات اخیر میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده بسیاری را به این نتیجه رسانده که شاید در حال تماشای یکی از همین لحظات تاریخی باشند.

برخی این روند را دیپلماسی می‌نامند.

برخی آن را واقع‌گرایی سیاسی می‌دانند.

اما برای بسیاری از منتقدان جمهوری اسلامی، ماجرا معنایی ساده‌تر دارد:

تسلیمی که امکان اعتراف علنی به آن وجود ندارد.


پرچم سفیدی که کسی نمی‌خواهد درباره آن صحبت کند

هیچ حکومتی دوست ندارد به حامیان خود بگوید که دهه‌ها شعار، هزینه، مقاومت و تبلیغات سرانجام به مصالحه ختم شده است.

غرور سیاسی معمولاً اجازه چنین اعترافی را نمی‌دهد.

به همین دلیل است که بسیاری از حکومت‌ها عقب‌نشینی را به عنوان استراتژی معرفی می‌کنند و ضرورت را به عنوان پیروزی به نمایش می‌گذارند.

از نگاه بسیاری از ناظران، وضعیت کنونی را می‌توان با یک تصویر ساده توضیح داد:

پرچم سفید بالا رفته است.

فقط در کمد پنهان شده است.

اما مشکل آنجاست که درِ کمد دیگر کاملاً بسته نیست.

بخشی از پرچم بیرون افتاده است.

حامیان حکومت آن را می‌بینند.

مخالفان حکومت آن را می‌بینند.

قدرت‌های خارجی آن را می‌بینند.

و حتی بسیاری از افراد درون ساختار نیز آن را می‌بینند.

با این حال روایت رسمی همچنان اصرار دارد که هیچ چیز اساسی تغییر نکرده است.


حفظ آبرو

یکی از تفسیرهای ممکن این است که تمامی طرف‌ها در حال دریافت فرصتی برای خروج آبرومندانه از یک بن‌بست تاریخی هستند.

حامیان حکومت روایتی دریافت می‌کنند که بتوانند به آن تکیه کنند.

مخالفان حکومت نشانه‌هایی از احتمال تغییر مشاهده می‌کنند.

قدرت‌های خارجی نیز دستاوردهای دیپلماتیک خود را به نمایش می‌گذارند.

هر طرف چیزی به دست می‌آورد.

هر طرف چیزی واگذار می‌کند.

و هر طرف تلاش می‌کند خود را برنده معرفی کند.

چنین توافق‌هایی در تاریخ بی‌سابقه نیست.

در بسیاری از موارد، بقا مهم‌تر از ایدئولوژی می‌شود.


بازیگران و صحنه

شاید جالب‌ترین بخش سیاست این باشد که بسیاری از بازیگران تصور می‌کنند از نمایش بزرگ‌تر هستند.

آن‌ها باور می‌کنند نقششان دائمی است.

صحنه را با واقعیت اشتباه می‌گیرند.

و فراموش می‌کنند که سرنوشت تمام جریان‌های سیاسی تقریباً یکسان است:

سرانجام به تیترهای دیروز تبدیل می‌شوند.

بسیاری از افرادی که امروز درباره آینده ایران تصمیم می‌گیرند احتمالاً باور دارند که کنترل کامل اوضاع را در اختیار دارند.

اما از زاویه‌ای وسیع‌تر، ممکن است آن‌ها تنها بازیگرانی باشند که نقش خود را در نمایشی بزرگ‌تر ایفا می‌کنند.

تماشاگران فقط صحنه روبه‌روی خود را می‌بینند.

اما تاریخ، کل نمایش را مشاهده می‌کند.


فراتر از ایران

ترن هوایی سیاست فقط به ایران محدود نیست.

هر کشوری روایت‌های خود را دارد.

هر کشوری باورهای پذیرفته‌شده خود را دارد.

و هر کشوری مجموعه‌ای از فرضیات دارد که از مردم انتظار می‌رود بدون پرسش آن‌ها را بپذیرند.

اما در سراسر جهان، تعداد بیشتری از مردم در حال مقایسه حرف‌ها با عملکردها هستند.

وعده‌ها را با نتایج می‌سنجند.

و نهادهایی را زیر سؤال می‌برند که زمانی دست‌نیافتنی به نظر می‌رسیدند.

درست یا غلط بودن تمام این پرسش‌ها شاید مهم‌ترین نکته نباشد.

آنچه اهمیت دارد این است که پرسش‌ها در حال مطرح شدن هستند.

تماشاگران دیگر تنها نظاره‌گر نیستند.

آن‌ها شروع به مقایسه مشاهدات خود با یکدیگر کرده‌اند.

و این موضوع رابطه میان صحنه و تماشاگر را تغییر می‌دهد.


لباس‌های جدید امپراتور

داستان معروف «لباس‌های جدید امپراتور» همچنان زنده است زیرا حقیقتی همیشگی را توصیف می‌کند.

برای مدتی طولانی، همه تظاهر می‌کنند.

همه سر تکان می‌دهند.

همه آنچه را تصور می‌کنند باید گفته شود، تکرار می‌کنند.

اما ناگهان یک نفر سؤال می‌پرسد.

سپس نفر دوم.

و بعد افراد بیشتری.

توهم از بین نمی‌رود چون کسی به آن حمله کرده است.

توهم از بین می‌رود زیرا تعداد کافی از مردم دیگر در آن مشارکت نمی‌کنند.

شاید بسیاری از جوامع امروز در آستانه چنین لحظه‌ای باشند.


نتیجه‌گیری

اینکه توافق‌های امروز به تغییرات پایدار منجر شوند یا نه، هنوز مشخص نیست.

اینکه وعده‌های امروز فردا نیز پابرجا بمانند یا نه، زمان مشخص خواهد کرد.

اما آنچه قابل مشاهده است، تغییر فضای عمومی است.

زبان در حال تغییر است.

روایت‌ها در حال تغییر هستند.

انتظارات در حال تغییر هستند.

و شاید مهم‌تر از همه، افراد بیشتری نسبت به گذشته حاضرند پشت پرده را نگاه کنند.

پرچم سفید شاید هنوز در کمد باشد.

اما دیگر پنهان کردن آن دشوار شده است.

در چنین شرایطی، خردمندانه‌ترین جایگاه نه غرق شدن در امید است و نه گرفتار شدن در ترس.

بلکه مشاهده، تفکر مستقل و حفظ آرامش است.

زیرا تمام نمایش‌های سیاسی، دیر یا زود، به پرده آخر خود می‌رسند.

و فراتر از هیاهوی دولت‌ها، جاه‌طلبی رهبران و کشمکش‌های بی‌پایان قدرت، مقصدی آرام‌تر همچنان وجود دارد.

مقصدی که نه متعلق به یک حزب است، نه یک ایدئولوژی و نه یک دولت.

مقصدی که برای هر انسانی که به درون خود نگاه کند، قابل دسترس است:

اقیانوس عشق و مثبت‌اندیشی.

🩸🌊✨ شگفت‌انگیز!

Discussion about this video

User's avatar

Ready for more?