0:00
/
Transcript

🩸 #1275 ضیافتی برای معدودان 🩸

چرا گربه‌های انقلابی خوک می‌شوند
0:00
-15:24

🩸 انتقال خون سرخ – گزارش شماره ۱۲۷۵

ضیافتی برای معدودان

یک میز، یک ملت، و چرخه قدرت

گزارش ویژه — RedBloodJournal.com


فیلم

در سال ۲۰۱۴، انیماتور یونانی، ناسوس واکالیس، فیلم کوتاه ده دقیقه‌ای «ضیافتی برای معدودان» را منتشر کرد.

فیلم تقریباً هیچ دیالوگی ندارد.

به مخاطب نمی‌گوید چه فکر کند.

در عوض، تصویری تکان‌دهنده ارائه می‌دهد:

گروهی از خوک‌ها بر بالای میزی عظیم نشسته‌اند و بی‌وقفه غذا می‌خورند، در حالی که گربه‌های گرسنه در پایین میز برای چند خرده‌غذا با یکدیگر می‌جنگند.

ماشینی عظیم، جهان پیرامون را به غذا تبدیل می‌کند.

مبلمان ناپدید می‌شوند.

دیوارها ناپدید می‌شوند.

حتی خود اتاق نیز قربانی می‌شود.

همه‌چیز فدا می‌شود تا ضیافت ادامه یابد.

خوک‌ها همچنان می‌خورند.

گربه‌ها همچنان می‌جنگند.

ماشین همچنان کار می‌کند.

تا زمانی که دیگر چیزی باقی نماند.


نمادها

فیلم هرگز به‌طور رسمی توضیح نمی‌دهد که شخصیت‌ها نماینده چه کسانی هستند.

اما بسیاری از بینندگان چنین برداشت می‌کنند:

  • خوک‌ها = صاحبان قدرت، نخبگان سیاسی، مالی، مذهبی و نهادی

  • گربه‌ها = مردم عادی

  • ماشین = ساختار و سیستم حاکم

  • غذا = ثروت، منابع، فرصت و قدرت

  • اتاق = جامعه

  • ویرانی اتاق = مصرف آینده برای حفظ امروز

نکته درخشان فیلم این است که به هیچ کشور خاصی اشاره نمی‌کند.

بلکه یک الگو را به تصویر می‌کشد.


انقلاب

سرانجام منابع به پایان می‌رسند.

گربه‌های گرسنه متحد می‌شوند.

میز فرو می‌ریزد.

درگیری آغاز می‌شود.

حاکمان قدیمی سقوط می‌کنند.

برای لحظه‌ای کوتاه، همه تصور می‌کنند که تغییر فرا رسیده است.

مردم انتظار آزادی دارند.

مردم انتظار عدالت دارند.

مردم انتظار آغاز عصری جدید را دارند.

اما اتفاق دیگری رخ می‌دهد.

نسل بعدی به خوک‌های جدید تبدیل می‌شود.

چرخه از نو آغاز می‌گردد.


بازگشت مزرعه حیوانات

به همین دلیل است که بسیاری از بینندگان این فیلم را با کتاب مزرعه حیوانات اثر George Orwell مقایسه می‌کنند.

هر دو داستان دارای خوک‌ها هستند.

هر دو داستان درباره انقلاب هستند.

هر دو داستان وعده تغییر می‌دهند.

و هر دو در نهایت به این نتیجه ناراحت‌کننده می‌رسند که تغییر حاکمان، الزاماً ساختار قدرت را تغییر نمی‌دهد.

چهره‌ها عوض می‌شوند.

اما میز باقی می‌ماند.


ایران از دریچه این فیلم

این فیلم درباره ایران ساخته نشده است.

اما بسیاری از ناظران هنگام مقایسه نمادهای فیلم با تاریخ ایران، شباهت‌هایی را مشاهده می‌کنند.

نه به این دلیل که فیلم نامی از ایران می‌برد.

بلکه به این دلیل که موضوع آن جهانی است.


پیش از ۱۳۵۷

بسیاری از ایرانیان بر این باور بودند که ساختار موجود از مردم فاصله گرفته است.

نابرابری اقتصادی، محدودیت‌های سیاسی و تمرکز قدرت باعث افزایش نارضایتی شد.

سرانجام انقلاب شکل گرفت.

نظم قدیمی فروپاشید.

میلیون‌ها نفر امیدوار بودند آینده‌ای متفاوت در انتظار باشد.

میلیون‌ها نفر آرزوی آزادی، عدالت، کرامت و استقلال ملی را داشتند.

میز واژگون شد.


پس از انقلاب

نظام جدید وعده آینده‌ای متفاوت را داد.

حامیان آن معتقد بودند فساد پایان خواهد یافت.

قدرت به مردم بازخواهد گشت.

کشور مستقل‌تر و عادلانه‌تر خواهد شد.

اما با گذشت زمان، بسیاری از ایرانیان پرسش‌های آشنایی را مطرح کردند:

چرا قدرت همچنان متمرکز است؟

چرا برخی گروه‌ها نفوذ بیشتری دارند؟

چرا فرصت‌ها محدود هستند؟

چرا وعده‌ها تکرار می‌شوند اما مشکلات باقی می‌مانند؟

صرف‌نظر از پاسخ به این پرسش‌ها، همین پرسش‌ها نشان می‌دهد که چرا بسیاری از مردم در این فیلم بازتابی از تجربه ایران را مشاهده می‌کنند.

انقلاب چهره‌های میز را تغییر داد.

اما بسیاری معتقدند که ساختار میز همچنان باقی ماند.


پرسش نسل‌ها

شاید قدرتمندترین شباهت میان فیلم و تاریخ، جنبه سیاسی آن نباشد.

بلکه جنبه نسلی آن باشد.

هر نسل تصور می‌کند:

«این بار ما همه چیز را درست خواهیم کرد.»

سپس زمان می‌گذرد.

جوانان پیر می‌شوند.

خارج از قدرت‌ها وارد قدرت می‌شوند.

اصلاح‌طلبان مدیر می‌شوند.

انقلابیون حاکم می‌شوند.

و چرخه تکرار می‌شود.

این همان هشدار پنهان در فیلم است.

نه درباره یک کشور.

نه درباره یک ایدئولوژی.

نه درباره یک جناح سیاسی.

بلکه درباره طبیعت انسان.


درس عمیق‌تر

فیلم این پیام را منتقل می‌کند که تغییر حاکمان به تنهایی کافی نیست.

یک جامعه می‌تواند:

پادشاهان را جایگزین کند.

روسای جمهور را جایگزین کند.

رهبران مذهبی را جایگزین کند.

احزاب را تغییر دهد.

قانون اساسی را بازنویسی کند.

پرچم‌ها را عوض کند.

اما همچنان همان الگوها را بازتولید نماید.

زیرا سیستم‌ها از انسان‌ها ساخته می‌شوند.

و انسان‌ها عادت‌ها، ترس‌ها، آرزوها و تمایلات خود را به هر ساختار جدیدی منتقل می‌کنند.

میز باقی می‌ماند زیرا ذهنیت باقی می‌ماند.


اقیانوس

در همین‌جا است که ضیافتی برای معدودان دری را باز می‌کند که بسیاری از بینندگان متوجه آن نمی‌شوند.

فیلم بر روی میز تمرکز دارد.

اما اقیانوس بر روی انسان تمرکز می‌کند.

فیلم می‌پرسد:

«چه کسی پشت میز نشسته است؟»

اقیانوس می‌پرسد:

«چرا همه فقط به میز نگاه می‌کنند؟»

میز همواره موقتی است.

امپراتوری‌ها می‌آیند و می‌روند.

دولت‌ها شکل می‌گیرند و فرو می‌ریزند.

احزاب پیروز می‌شوند و شکست می‌خورند.

انقلاب‌ها آغاز می‌شوند و پایان می‌یابند.

تاریخ همچون چرخی بی‌پایان می‌چرخد.

اما در زیر همه این تغییرات، چیزی عمیق‌تر باقی می‌ماند:

وجدان فردی.

خودِ درونی.

جایی که ترس نمی‌تواند رأی بدهد.

جایی که تبلیغات نمی‌تواند نفوذ کند.

جایی که عنوان‌ها، لباس‌ها و مقام‌ها معنای خود را از دست می‌دهند.

جایی که انسان می‌تواند عشق را به جای نفرت انتخاب کند.

درک را به جای دشمنی برگزیند.

و آرامش را جایگزین نزاع بی‌پایان کند.

میز متعلق به جهان مادی است.

اما اقیانوس متعلق به روح انسان است.

و در حالی که تاریخ ممکن است چرخه‌های خود را بارها تکرار کند، هر فرد همچنان این آزادی را دارد که به درون خویش بنگرد، از ضیافت بی‌پایان کشمکش‌ها فاصله بگیرد و اقیانوس عشق و مثبت‌اندیشی را در درون خود کشف کند.

اقیانوسی که فراتر از هر حاکم، هر انقلاب، هر نظام و هر میز قدرت قرار دارد.

میز همچنان خواهد چرخید.

اما اقیانوس آرام خواهد ماند.


🩸 انتقال خون سرخ – گزارش شماره ۱۲۷۵
ضیافتی برای معدودان — یک میز، یک ملت، و چرخه قدرت

RedBloodJournal.com

Discussion about this video

User's avatar

Ready for more?